مدح و شهادت جناب عابس بن شبیب از اصحاب سیدالشهدا علیهالسلام
"ستارهای بدرخـشید و ماه مجلس شد" سـفـیـدروییِ عـالـم نـصیب عـابس شد شجاع و پُر دل و جـرأت، بلندبالا بود هـمان که شـیـر سـیاه سـپـاه مـولا بود نوشت نام خودش را که در سپاه حسین دخـیـل بست دلش را به بارگـاه حسین قسم به حضرت خـورشید راه را بلـدم چراغ روی حسین است و راه، راه حسین قسم به او که جان من از اوست خواهم مرد به یک اشارۀ ابرو، به یک نگاه حسین "حضور مجلس انس است و دوستان جمعند" به جان جون رسـولان آسـمان جمعاند بهـشـت جا شده در لابـلای انگـشـتـش چـقـدر دلنـگــرانـم بـرای انـگـشـتـش به چشم کوه که خود را چنین به خواب زده غــروب آمــده یـا ایـنـکـه آفـتــاب زده حدیث معرفت و شرح عشق مشکل نیست دلی که عاشق مولا نمیشود، دل نیست به شوق اوست اگر من به صحنه آمدهام به مـیـهـمـانـی آتـش، بـرهـنــه آمــدهام بگو به هرچه که سنگ است عابس آماده است زمان بارش تیر است، مجلس آماده است تـمـام لـشـکـر از آئـین من خـبر دارند بگو به طبـل بکـوبـند و نـیـزه بردارند ببین که با تن زخمی چه باشکوه شدیم شبیه سرو و صنوبر، شبـیه کـوه شدیم ببین که مرگ چگونه اسیرمان شده است بگو که زود بجنبند، دیرمان شده است ببـین که بیسپـر و بیکلاه و بیزرهام به دست تیر و کمان باز میشود گرهام چگونه پر زدنم را بگو که سـیر کـنند به تیـر و نیزه مرا عـاقـبـتبخـیر کنند |